ترجمه "smashup" به فارسی

انهدام, تباهی, همکوب بهترین ترجمه های "smashup" به فارسی هستند.

smashup noun دستور زبان

An abrupt, damaging breakdown or failure [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انهدام

  • تباهی

  • همکوب

  • ترجمه های کمتر

    • فاجعه
    • نابودی
    • تصادم (به ویژه اگر شدید باشد)
    • حادثه ی ناگوار
    • شکست کامل
    • هم کوفت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " smashup " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "smashup" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه