ترجمه "solarize" به فارسی
تابیدن, (فیلم عکاسی - برای ایجاد لکه یا آثاری) نور دادن, (فیلم) نور دیده شدن بهترین ترجمه های "solarize" به فارسی هستند.
solarize
verb
دستور زبان
(transitive, American) To subject to solarization. [..]
-
تابیدن
verb -
(فیلم عکاسی - برای ایجاد لکه یا آثاری) نور دادن
-
(فیلم) نور دیده شدن
-
ترجمه های کمتر
- خورشید دادن
- در معرض آفتاب قراردادن
- نور دیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " solarize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "solarize" با ترجمه به فارسی
-
خورشید (ایزد)
-
سال خورشيدي · سال خورشیدی · سال شمسی (در برابر سال قمری)
-
(ستاره خوانی) تحت اثر خورشید · آفتابی · تولید شده در خورشید · خورشیدی · ساطع از خورشید · شمسی · وابسته به خورشید · وابسته به نور یا گرمای خورشید
-
خورشیدگرفتگی · کسوف
-
خورشیدگرفتگی
-
افسانه های افتاب
-
گاهشماری خورشیدی
-
متمرکزکننده توان خورشید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن