ترجمه "specifically" به فارسی
مخصوصا, بویژه, بخصوص بهترین ترجمه های "specifically" به فارسی هستند.
specifically
adverb
دستور زبان
in a specific manner, applying to or naming a particular thing or things, expressly, explicitly [..]
-
مخصوصا
A puzzle, specifically designed for his followers to solve.
یه معما مخصوصا طراحی شده که پیروانش حل کنن
-
بویژه
adverbThere are other parts of the brain which are specifically involved
قسمتهاي دیگری از مغز وجود دارند که بویژه
-
بخصوص
And they're going to ask you specifically, and you're going to tell them.
و بخصوص از تو میپرسن و تو هم براشون تعریف میکنی.
-
ترجمه های کمتر
- دقیقا
- صریحا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " specifically " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "specifically" با ترجمه به فارسی
-
حساسیت و ویژگی
-
اس.پي.اف
-
سوخت و ساز انرژی · فعاليت ديناميك ويژه · متابولیسم انرژی
-
ویژگی متفاوت
-
اختصاصیبودن آفتکش · ويژگي آفتكش
-
ايمنسازي فعال · ايمنسازي متقاطع · ایمنسازی · ایمنسازی هترولوگوس · ایمنیانگیختگی اختصاصی پادگن · تحريك ايمني اختصاصي · تقويت ايمني اختصاصي · حساسشدن ايمني
-
مشخصات ویژه · ویژگی های گونه ای · ویژگی هایی که یک گونه را از گونه های دیگر مشخص می کنند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن