ترجمه "specification" به فارسی
روشن, خاص, دقیق بهترین ترجمه های "specification" به فارسی هستند.
specification
noun
دستور زبان
An explicit set of requirements to be satisfied by a material, product, or service. [..]
-
روشن
adjectiveThen turn the TV back on, you're being very specific.
پس تلویزیون رو دوباره روشن کن کاملا قانع میشی
-
خاص
adjectiveI was searching for Cadaver, not a specific world.
من دنبال کاداور بودم، نه یک قلمرو خاص.
-
دقیق
You're gonna need to be a little more specific with that location.
تو باید که یکم دقیق تر باشی درباره ی محلش
-
ترجمه های کمتر
- جزئیات
- ویچاردگان
- اختصاصی
- ویژه
- مشخص
- (جمع) مشخصات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " specification " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "specification" با ترجمه به فارسی
-
حساسیت و ویژگی
-
اس.پي.اف
-
سوخت و ساز انرژی · فعاليت ديناميك ويژه · متابولیسم انرژی
-
ویژگی متفاوت
-
اختصاصیبودن آفتکش · ويژگي آفتكش
-
ايمنسازي فعال · ايمنسازي متقاطع · ایمنسازی · ایمنسازی هترولوگوس · ایمنیانگیختگی اختصاصی پادگن · تحريك ايمني اختصاصي · تقويت ايمني اختصاصي · حساسشدن ايمني
-
مشخصات ویژه · ویژگی های گونه ای · ویژگی هایی که یک گونه را از گونه های دیگر مشخص می کنند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن