ترجمه "splint" به فارسی
آتلبندی, توفال, خاره بهترین ترجمه های "splint" به فارسی هستند.
splint
verb
noun
دستور زبان
A narrow strip of wood split or peeled off of a larger piece. [..]
-
آتلبندی
-
توفال
noun -
خاره
-
ترجمه های کمتر
- پوشال
- پیزر
- پین
- میله
- (با تخته ی شکسته بندی) بستن
- (دامپزشکی) ورم استخوان ساق پای اسب
- (شکستگی استخوان سینه و غیره - برای جلوگیری از درد) آهسته نفس کشیدن
- استخوان بندی کردن
- باریکه (باریکه ی چوب یا نی برای سبدسازی) تراشه
- باریکه ی فلزی که با آن زره یا جوشن می بافتند
- برآمدگی کوچک
- تخته ی شکسته بندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " splint " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "splint"
عباراتی شبیه به "splint" با ترجمه به فارسی
-
(دامپزشکی) استخوان های دو سوی ساق پای اسب
-
كچوك يگدمارب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن