ترجمه "stabilizer" به فارسی
برجاساز, ترازگر, درواخگر بهترین ترجمه های "stabilizer" به فارسی هستند.
stabilizer
noun
دستور زبان
Agent noun of stabilize; any person or thing which brings stability. [..]
-
برجاساز
-
ترازگر
-
درواخگر
-
ترجمه های کمتر
- پایاساز
- پایاگر
- (اسبابی برای حفظ تعادل کشتی هنگام توفان) ژیروسکوپ تعادلی
- (شخص یا چیز) ثبات آور
- (شیمی)ماده ی تثبیت کننده
- (پره ها و بالک هایی که تعادل هواپیما را برقرار می کنند) همترازگر
- تثبیت کننده
- دوام انگیز
- سکون بخش (gyrostabilizer هم می گویند)
- متعادل کننده
- نوسان گیر
- پایدارکننده افقی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stabilizer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stabilizer" با ترجمه به فارسی
-
تئوری پایداری
-
تثبیت اقتصادی
-
جزیره ثبات (فیزیک)
-
کنترل پایداری الکترونیکی
-
استقامت پایدارسازی
-
پايداري اكسيداتيو
-
گياهان تثبيتكننده خاك · گیاهان کنترلکننده فرسایش
-
دوره حيات پسبرداشت · ذخيرهپذيري · عمر انباري · پايداري انباري
اضافه کردن مثال
اضافه کردن