ترجمه "stance" به فارسی
روش ايستادن - طرز ايستادن, موضع, حالت بهترین ترجمه های "stance" به فارسی هستند.
stance
noun
دستور زبان
The manner, posture, or pose in which one stands. [..]
-
روش ايستادن - طرز ايستادن
manner, posture, or pose in which one stands
-
موضع
nounA tough stance on China is popular, and we can use that to our advantage.
موضع سخت گرفتن در مقابل چین موردپسند عوامه ، و به نفع ماست
-
حالت
nounShouldn't I, I don't know, like, take a stance?
لازم نيست که من ، نميدونم ، مثلا ، حالت شليک بگيرم به خودم ؟
-
ترجمه های کمتر
- وضع
- (طرز) قرار گیری
- اندام نهشت
- رفتار نمود
- طرز ایستادن (مثلا هنگام شمشیربازی یا زدن توپ)
- طرز برخورد
- وضع بدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stance" با ترجمه به فارسی
-
موضع سختگیرانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن