ترجمه "stanchion" به فارسی

شمع, پایه, حائل بهترین ترجمه های "stanchion" به فارسی هستند.

stanchion verb noun دستور زبان

A vertical pole, post, or support. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شمع

    noun
  • پایه

    noun
  • حائل

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • نگهدار
    • ستون
    • تیر
    • (به گاو) قاب گردن زدن
    • (در گاوداری ها) قاب گردن (که حرکت گاو را محدود می کند)
    • (زیر چیزی) ستون گذاشتن
    • با شمع محکم کردن
    • پایه زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stanchion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "stanchion"

اضافه کردن

ترجمه های "stanchion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه