ترجمه "stasis" به فارسی
سکون, همسنگی, گرفتگی بهترین ترجمه های "stasis" به فارسی هستند.
stasis
noun
دستور زبان
(pathology) A slackening or arrest of the blood current, due not to a lessening of the heart’s beat, but to some abnormal resistance of the capillary walls. [..]
-
سکون
He's staying in this stasis pod until we can figure it out.
اون اين جا تو محفظه ي سکون مي مونه تا ما بفهميم که موضوع چيه
-
همسنگی
-
گرفتگی
noun
-
ترجمه های کمتر
- (روده ها) کاهش حرکت دودی (که موجب یبوست وسختی دفع می شود)
- (زیست شناسی) ایستش
- ایستایی (توقف جریان آبگونه مثلا خون در بدن)
- حالت سکون
- روده تنبلی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stasis " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن