ترجمه "sticker" به فارسی
تیغ, برچسب, اتیکت بهترین ترجمه های "sticker" به فارسی هستند.
sticker
verb
noun
adjective
دستور زبان
an adhesive label or decal [..]
-
تیغ
noun -
برچسب
nounWell, if they're sold, why haven't you put the little red stickers on them?
اگه به فروش رفتن چرا روشون برچسب قرمز نزدی ؟
-
اتیکت
The guard put a little sticker on the windshield.
مرزدار اتیکت کوچکی روی شیشه جلو اتومبیل چسباند
-
ترجمه های کمتر
- خار
- سرتیز
- چسبناک
- (خودمانی) دشنه
- (شخص یا چیز) چسبنده
- آدم سمج
- خراش کوچک
- سر سخت
- موجب ناراحتی
- وانمود کن
- پر طاقت
- پرسش دشوار
- چاقو (برای چاقو کشی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sticker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sticker"
عباراتی شبیه به "sticker" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا) شعار یا لطیفه (و غیره) که بر سپر ماشین می چسبانند · برچسب سپر · سپر چسبان
-
(قدیمی - خودمانی) کشتی یک دکله · قایق بادبانی
-
(امریکا) شعار یا لطیفه (و غیره) که بر سپر ماشین می چسبانند · برچسب سپر · سپر چسبان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن