ترجمه "straightforwardness" به فارسی
سادگی, بی پردگی, رک گویی بهترین ترجمه های "straightforwardness" به فارسی هستند.
straightforwardness
noun
دستور زبان
The state or quality of being straightforward. [..]
-
سادگی
noun -
بی پردگی
-
رک گویی
-
سر راستی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " straightforwardness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "straightforwardness" با ترجمه به فارسی
-
امین · بی شیله پیله · درست · درستکار · راست · راستگو · روراست · روشن · رک · ساده · سرراست · صادقانه · صاف و پوست کنده · صدیق · صریح · ظاهر و باطن یکی · قابل فهم · مستقیم · واضح
-
امین · بی شیله پیله · درست · درستکار · راست · راستگو · روراست · روشن · رک · ساده · سرراست · صادقانه · صاف و پوست کنده · صدیق · صریح · ظاهر و باطن یکی · قابل فهم · مستقیم · واضح
-
امین · بی شیله پیله · درست · درستکار · راست · راستگو · روراست · روشن · رک · ساده · سرراست · صادقانه · صاف و پوست کنده · صدیق · صریح · ظاهر و باطن یکی · قابل فهم · مستقیم · واضح
-
امین · بی شیله پیله · درست · درستکار · راست · راستگو · روراست · روشن · رک · ساده · سرراست · صادقانه · صاف و پوست کنده · صدیق · صریح · ظاهر و باطن یکی · قابل فهم · مستقیم · واضح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن