ترجمه "strangle" به فارسی

خفه کردن, خپیدن, (به ویژه با فشردن گلو با دست یا طناب و غیره) خفه کردن بهترین ترجمه های "strangle" به فارسی هستند.

strangle verb دستور زبان

(transitive) To kill someone by squeezing the throat so as to cut off the oxygen supply; to choke, suffocate or throttle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خفه کردن

    verb

    Though they are so good at science and learning they must be strangled.

    آنان از لحاظ علوم نیرومند هستند و با این همه باید آنان را خفه کرد!

  • خپیدن

  • (به ویژه با فشردن گلو با دست یا طناب و غیره) خفه کردن

  • ترجمه های کمتر

    • خفه شدن
    • سرکوب کردن
    • مانع شدن
    • مختل کردن
    • منکوب کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " strangle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "strangle"

عباراتی شبیه به "strangle" با ترجمه به فارسی

  • (دامپزشکی) خناق اسبی (که توسط ترکیزه ای به نام Streptococcus equi ایجاد می شود) · خفگی
  • موقوف
  • اختناق · خفه سازی · خفه کردن · خفگی
  • اختناق · خفه سازی · خفه کردن · خفگی
اضافه کردن

ترجمه های "strangle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه