ترجمه "stranglehold" به فارسی

تنگنا, محدودیت, (کشتی گیری) گردن فشاری بهترین ترجمه های "stranglehold" به فارسی هستند.

stranglehold verb noun دستور زبان

A grip or control so strong as to stifle or cut off. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنگنا

  • محدودیت

  • (کشتی گیری) گردن فشاری

  • ترجمه های کمتر

    • اسباب ایجاد مضیقه و دست تنگی
    • وسیله ی اعمال فشار
    • گردن گیری (که خطا محسوب می شود)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stranglehold " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stranglehold" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه