ترجمه "strangled" به فارسی

موقوف ترجمه "strangled" به فارسی است.

strangled adjective verb

Simple past tense and past participle of strangle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موقوف

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " strangled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "strangled" با ترجمه به فارسی

  • (دامپزشکی) خناق اسبی (که توسط ترکیزه ای به نام Streptococcus equi ایجاد می شود) · خفگی
  • اختناق · خفه سازی · خفه کردن · خفگی
  • (به ویژه با فشردن گلو با دست یا طناب و غیره) خفه کردن · خفه شدن · خفه کردن · خپیدن · سرکوب کردن · مانع شدن · مختل کردن · منکوب کردن
  • اختناق · خفه سازی · خفه کردن · خفگی
اضافه کردن

ترجمه های "strangled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه