ترجمه "striation" به فارسی
خط, ترتیب شیارچه ها یا خطها, خش داری بهترین ترجمه های "striation" به فارسی هستند.
striation
noun
دستور زبان
(countable) (mineralogy) One of a number of parallel grooves and ridges in a rock or rocky deposit, formed by repeated twinning or cleaving of crystals. [..]
-
خط
noun -
ترتیب شیارچه ها یا خطها
-
خش داری
-
ترجمه های کمتر
- خط خطی بودن
- رجوع شود به stria
- شیارچه داری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " striation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن