ترجمه "suite" به فارسی

سوئیت, ملتزمین, دنباله بهترین ترجمه های "suite" به فارسی هستند.

suite noun دستور زبان

A retinue or company of attendants, as of a distinguished personage; as, the suite of an ambassador. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوئیت

    group of connected rooms [..]

    We have a suite set up for occasions like this.

    ما برای چنین شرایطی یه سوئیت آماده داریم.

  • ملتزمین

    noun

    Prince Andrew was behind, among the immense number forming the commander in chief's suite.

    شاهزاده آندره در میان افسران ملتزمین رکاب فرماندهی کل در پشت سر او ایستاده بود.

  • دنباله

    KDE Mobile Phones Suite

    دنباله تلفنهای همراه KDEName

  • ترجمه های کمتر

    • همراهان
    • آپارتمان
    • مجموعه
    • ملازمان
    • سری
    • محیط
    • اندرونی
    • پیروان
    • سرویس
    • (موسیقی) سویت
    • خدم وحشم
    • دسته : مبلمان
    • دوستان
    • ملت زمین
    • یک دسته میز و صندلی
    • یک سری اتاق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " suite " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "suite"

عباراتی شبیه به "suite" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "suite" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه