ترجمه "suitcase" به فارسی
چمدان, جامهدان, کیف بهترین ترجمه های "suitcase" به فارسی هستند.
suitcase
verb
noun
دستور زبان
To trade using samples in a suitcase [..]
-
چمدان
nounlarge piece of luggage [..]
I made Tom leave his suitcase behind.
تام را مجبور کردم چمدان اش را باقی بگذارد.
-
جامهدان
noun -
کیف
noun properI don't see any cool new suitcase around here.
من اینجا هیچ کیف جدید و باحالی نمی بینم.
-
ترجمه های کمتر
- kif
- čamedân
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suitcase " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "suitcase"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن