ترجمه "suited" به فارسی
فراخور, مناسب بهترین ترجمه های "suited" به فارسی هستند.
suited
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of suit. [..]
-
فراخور
adjective -
مناسب
adjectiveShe suited me in every respect, and I would have married her.
والاّ از برای من از هر جهت مناسب بود که او را میگرفتم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suited " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suited" با ترجمه به فارسی
-
(مردانه) لباس رسمی شب · جامه ی مهمانی
-
لباس راحتی
-
(موسیقی) سویت · آپارتمان · اندرونی · ملازمان · ملتزمین · همراهان · پیروان · یک سری اتاق
-
حرفه · دست قوی · شغل · نقطه قوت · کالای ویژه
-
لخت مادرزاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن