ترجمه "suitable" به فارسی
مناسب, درخور, شایسته بهترین ترجمه های "suitable" به فارسی هستند.
suitable
adjective
دستور زبان
Having sufficient or the required properties for a certain purpose or task; appropriate to a certain occasion. [..]
-
مناسب
adjectiveI'm sure they will find a suitable donor.
مطمئنم یک اهدا کننده ی مناسب پیدا میکنن.
-
درخور
adjectiveSir Thomas came home very pleased with this suggestion, which struck him as highly suitable.
سر توماس سرحال و شادمان از شنیدن چنین پیشنهادی که به نظرش بینهایت برازنده و درخور شخصیت در وتی بود به خانه بازگشت
-
شایسته
Helene, not having a suitable partner, herself offered to dance the mazurka with Boris.
هلن که همپای شایسته و برازندهای در رقص نداشت بوریس را به رقص مازورکا دعوت کرد.
-
ترجمه های کمتر
- مقتضی
- مساعد
- فراخور
- موافق
- سازوار
- مرغوب
- زیبنده
- خورند
- مطلوب
- قابل انتخاب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suitable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suitable" با ترجمه به فارسی
-
مناسب بودن
-
شایستگی · مناسب
-
بطور مناسب یاشایسته
-
ظرفیت سرزمين · قابلیت زمین
-
سزاواری · شایستگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن