ترجمه "summerset" به فارسی
معلق, پشتک بهترین ترجمه های "summerset" به فارسی هستند.
summerset
noun
دستور زبان
Archaic spelling of [i]somersault[/i]. [..]
-
معلق
nounI have seen him do the summerset several times together.
من او را دیدهام که چندین بار روی یک سینی چوبی که بر ریسمانی میبستند معلق زده است.
-
پشتک
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " summerset " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن