ترجمه "summery" به فارسی

تابستان, تابستانی, خوشایند بهترین ترجمه های "summery" به فارسی هستند.

summery adjective دستور زبان

Relating to the summer. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تابستان

    noun
  • تابستانی

    adjective

    The train was full of proles, in holiday mood because of the summery weather.

    قطار پر از رنجبران بود و به سبب هوای تابستانی، دل و دماغ روز تعطیلی را داشتند.

  • خوشایند

  • ترجمه های کمتر

    • گرم
    • وابسته به یا مانند تابستان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " summery " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Summery
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلاصه

اضافه کردن

ترجمه های "summery" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه