ترجمه "summertime" به فارسی
تابستان, تابستانی, هنگام تابستان بهترین ترجمه های "summertime" به فارسی هستند.
summertime
noun
دستور زبان
The period or season of summer. [..]
-
تابستان
nounIn Denmark, in the summertime, the sun never sets.
در تابستان توی دانمارک خورشید هیچوقت غروب نمیکنه
-
تابستانی
noun -
هنگام تابستان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " summertime " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Summertime
Summertime (film)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Summertime" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Summertime در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن