ترجمه "supportive" به فارسی
حامی, پشتیبان, مشوق بهترین ترجمه های "supportive" به فارسی هستند.
Providing support. [..]
-
حامی
But Donna's biggest supporter came from an unexpected place.
اما بزرگترین حامی دونا از یک جای غیر منتظره رسید.
-
پشتیبان
That support group has made all the difference.
اون گروه پشتیبان خیلی تغییرات برام ایجاد کرده.
-
مشوق
Rachel was so supportive.
را شل خیلی مهربان و مشوق من بود.
-
یاور
nounYet dominated by the purely feminine instinct to cling to some one for support
با این حال، به حکم عزیزه زنانهای که یاور و یاور از جهان میطلبید،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " supportive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Supportive" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Supportive در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "supportive" با ترجمه به فارسی
-
فعالیت های حمایتی
-
قطعه حمایه مخابره
-
نفقه
-
تکفل مخارج خود · پرداخت هزینه های خود
-
قوماندانی حمایوی لوژستیک · قومندانی حمایوی لوجستیک
-
حمایت از بیکاران
-
پشتیبانی شغلی