ترجمه "supposedly" به فارسی

ظاهرا, فرضا, حدسا بهترین ترجمه های "supposedly" به فارسی هستند.

supposedly adverb دستور زبان

As a matter of supposition; in the beliefs or according to the claims of some people. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ظاهرا

    adverb

    He supposedly buried studies that his products cause cancer.

    ظاهرا مطالعات درباره اینکه محصولاتش سرطانزا هستن رو لاپوشونی کرده

  • فرضا

    All those years spent searching for the man who supposedly murdered his daughter, and it was you.

    تمام اون سالها دنبال مردی میگشته... که فرضا دخترش رو کشته و اون مرد تو بودی.

  • حدسا

  • از قرار معلوم

    He supposedly had a job interview, and we made it into a small vacation.

    از قرار معلوم يه مصاحبه کاري داشت که تبديلش کرديم به يه تعطيلات چند روزه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " supposedly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "supposedly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه