ترجمه "suppress" به فارسی
خفه کردن, فرو نشاندن, فرونشاندن بهترین ترجمه های "suppress" به فارسی هستند.
suppress
verb
دستور زبان
To hold in place, to keep low, to prevent publication. [..]
-
خفه کردن
Verb -
فرو نشاندن
verband security officers to shilla to suppress the pirates?
و افسرهاي محافظ در شيلا دزدا رو فرو نشاندن ؟
-
فرونشاندن
you must focus your energy on suppressing the pirates
تو بايد انرژي تو متمرکز فرونشاندن دزدا کني
-
ترجمه های کمتر
- فروداشتن
- ستردن
- بستن
- (از انتشار) جلوگیری کردن
- (ترشح غده و غیره) سد کردن
- (خبر و غیره) سرپوش گذاشتن
- (رادیو - الکترونیک - به ویژه درمدار) پارازیت گیری کردن
- (روانکاوی) سرکوفت کردن
- (عمدا) از خاطر زدودن
- بند آوردن
- توقیف کردن
- جلوی خود را گرفتن
- حذف کردن
- خاموش کردن
- خودداری کردن
- درهم شکستن
- سرکوب کردن
- ملغی کردن
- منکوب کردن
- موقوف کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suppress " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Suppress
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Suppress" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Suppress در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "suppress" با ترجمه به فارسی
-
دیود خنثی ساز ولتاژ گذرا
-
موقوف · موقوف شده
-
داروهای سرکوبگر سرفه
-
(به ویژه دارو) فرونشان · کاهنده
-
جلوگیری کننده · دافع · فرو نشاننده · مانع · موقوف سازنده
-
(روانکاوی) باز داری · خفه سازی · زدودگی (از ضمیر) · سرکوب · سرکوب شده · سرکوبی · فروداشت · فرونشانی
-
منع، جلوگیری
-
آتشبر · فرونشانی آتش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن