ترجمه "surrender" به فارسی

تسلیم, تسلیم شدن, تسليم شدن بهترین ترجمه های "surrender" به فارسی هستند.

surrender verb noun دستور زبان

(transitive) To give up into the power, control, or possession of another; specifically ( Military ) to yield (land, a town, etc.) to an enemy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تسلیم

    noun

    an act of surrendering

    But surrender by nightfall or this ends with blood.

    اما تا شب تسلیم شو یا این قضیه با خون تموم میشه.

  • تسلیم شدن

    verb

    intransitive or reflexive: to give oneself up into the power of another

    We're here to discuss your surrender, not mine.

    ما اینجاییم تا در مورد تسلیم شدن شما حرف بزنیم ، نه من

  • تسليم شدن

    The act of surrendering to the enemy.

    I beg you to consider my terms for your surrender.

    از شما مي خوام که صحبت هاي مرا براي تسليم شدن تان منظور بفرماييد.

  • ترجمه های کمتر

    • تحویل
    • دادن
    • واگذاری
    • صرفنظر
    • پذیرفتن
    • بازدادن
    • ستوهاندن
    • ستوهیدن
    • واسپارش
    • واسپردن
    • بازدهی
    • استعفا
    • (بیمه) باز خرید
    • تحویل دادن
    • تسلیم کردن
    • تن در دادن
    • سپر انداختن
    • صرفنظر کردن
    • صرفنظرکردن از
    • فسخ بیمه نامه در برابر دریافت پول نقد یا surrender value
    • واگذار کردن
    • گردن نهادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " surrender " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "surrender" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "surrender" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه