ترجمه "sushi" به فارسی

سوشی, سوشی (خوراک ژاپنی : برنج آب پز و سرد و کمی سرکه و لایه های گوشت خام یا پخته) بهترین ترجمه های "sushi" به فارسی هستند.

sushi noun دستور زبان

An adopted quasi-Japanese delicacy of raw fish as sashimi (just thinly sliced raw fish without rice), sushi rolls (raw fish and/or vegetables, wrapped in sticky white rice, in turn wrapped in seaweed, then cut into several 1” pieces), or nigiri sushi (a oblong brick of white rice 2” x 1/2” x 1/2” with wasabi and a gourmet slice of raw fish on top). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوشی

    noun

    Japanese dish [..]

    So enjoy your sushi meal later, with the laws of simplicity.

    خُب از خوردن سوشی بعدا لذت ببرید، با قوانین سادگی.

  • سوشی (خوراک ژاپنی : برنج آب پز و سرد و کمی سرکه و لایه های گوشت خام یا پخته)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sushi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sushi noun دستور زبان

A mixture of Shiism and Sunnism

+ اضافه کردن

"Sushi" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sushi در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "sushi"

عباراتی شبیه به "sushi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sushi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه