ترجمه "suspected" به فارسی

مشکوک ترجمه "suspected" به فارسی است.

suspected adjective verb دستور زبان

Of something or one believed to be of cause or at fault. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مشکوک

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " suspected " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "suspected" با ترجمه به فارسی

  • الگوها
  • احتمال دادن · اعتماد نداشتن · اعتماد نکردن · بدگمان شدن · حدس زدن · سوظن بردن · شک انگیز · شک کردن · ظنین بودن · متهم · محتمل شمردن · مدعی علیه · مشكوك · مشکوک · مشکوک به ارتکاب جرم · مشکوک شدن یا بودن (به) · مظنون · مظنون بودن · مورد سوظن · مورد شک · پنداشتن · گمان کردن
  • احتمال دادن · اعتماد نداشتن · اعتماد نکردن · بدگمان شدن · حدس زدن · سوظن بردن · شک انگیز · شک کردن · ظنین بودن · متهم · محتمل شمردن · مدعی علیه · مشكوك · مشکوک · مشکوک به ارتکاب جرم · مشکوک شدن یا بودن (به) · مظنون · مظنون بودن · مورد سوظن · مورد شک · پنداشتن · گمان کردن
  • احتمال دادن · اعتماد نداشتن · اعتماد نکردن · بدگمان شدن · حدس زدن · سوظن بردن · شک انگیز · شک کردن · ظنین بودن · متهم · محتمل شمردن · مدعی علیه · مشكوك · مشکوک · مشکوک به ارتکاب جرم · مشکوک شدن یا بودن (به) · مظنون · مظنون بودن · مورد سوظن · مورد شک · پنداشتن · گمان کردن
اضافه کردن

ترجمه های "suspected" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه