ترجمه "suspend" به فارسی
آویختن, تعطیل کردن, متارکه کردن بهترین ترجمه های "suspend" به فارسی هستند.
suspend
verb
دستور زبان
To halt something temporarily [..]
-
آویختن
Verb verb -
تعطیل کردن
verbDavida even suspended shooting so everyone could join the search parties and help.
حتی داویدا کار فیلم برداری را تعطیل کرده است تا همه بتوانند به گروههای جست و جو بپیوندند و کمک کنند.
-
متارکه کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- آگیشیدن
- ایستاکردن
- بازایستاندن
- واپساندن
- (از کار برای مدتی) منفصل کردن
- (موقتا) اخراج کردن
- (نادر) بلاتکلیف نگه داشتن
- آونگان کردن یا شدن
- آویزان کردن
- به تعلیق در آوردن
- به تعویق انداختن
- به حالت تعلیق درآمدن
- دروایه شدن
- دروایه کردن
- دلنگان کردن یا شدن
- مانع شدن
- متوقف کردن
- محروم کردن
- مسکوت گذاشتن
- معلق بودن
- معلق کردن
- معوق کردن
- منتظر خدمت کردن
- ندرك راكيبً اتقوم
- واپس انداختن
- پادر هوا کردن یا شدن
- پرداخت را متوقف کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suspend " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Suspend
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Suspend" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Suspend در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "suspend" با ترجمه به فارسی
-
حبس تعلیقی
-
(انگلیس) بند جوراب · بند شلوار · دوبنده شلوار
-
بند جوراب · بند شلوار · معلق
-
دروا، آونگان، معلق، آویزان
-
از کار معلق کردن
-
نفس حبس شده در سینه، نفس بند آمده
-
حیات معلق · دروایه زیستی · زیست دروایه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن