ترجمه "swashing" به فارسی

رجوع شود به swashbuckling, وابسته به چلپ چلوپ کردن (در آب) بهترین ترجمه های "swashing" به فارسی هستند.

swashing adjective noun verb دستور زبان

Present participle of swash. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رجوع شود به swashbuckling

  • وابسته به چلپ چلوپ کردن (در آب)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " swashing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "swashing" با ترجمه به فارسی

  • (آب) پراندن · (در آب یا هنگام شستن و غیره) چلپ چلوپ کردن · افاده · افشاندن · بافیس و افاده راه رفتن یا حرف زدن · به رخ کشیدن · ترشح کردن · تند آب · جریان اب · رجز خواندن · رود یا نهر سریع · ساحل شنی شسته شده توسط دریا · شلپ شلپ کردن · صدای ریزش آب · فیس · لاف زدن · پرسروصدا بودن · چلپ چلوپ
  • (ایتالیایی) حروف بزرگ چاپی (دارای تزیینات خوشنویسی)
اضافه کردن

ترجمه های "swashing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه