ترجمه "swathe" به فارسی
قنداق کردن, پیچیدن, نوار بهترین ترجمه های "swathe" به فارسی هستند.
swathe
verb
noun
دستور زبان
A bandage; a band; [..]
-
قنداق کردن
verb -
پیچیدن
verb -
نوار
-
ترجمه های کمتر
- لفاف
- احاطه کردن
- درباند یا نوار پیچیدن
- دور چیزی را گرفتن
- رجوع شود به swath
- زخم بند
- نوار پیچ کردن
- وسیله ی پیچیدن : باند
- پارچه ی قنداق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " swathe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "swathe"
عباراتی شبیه به "swathe" با ترجمه به فارسی
-
(بخشی از زمین زیرکشت که بایک حرکت یا چرخش داس یا چمن زن درو می شود) باریکه · (زمین) قطعه · (نادر) ضربه ی داس · برش داس · رد پا · زمین باریک · قواره · نواره · نواره (swathe هم می گویند) · کشت نوار، نوار بجا مانده ازدروی کشت در مزرعه
-
ردیفکردن علوفه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن