ترجمه "swat" به فارسی

ضربت, سواتی, (بخشی از شمال خاوری پاکستان) سوات بهترین ترجمه های "swat" به فارسی هستند.

swat verb noun دستور زبان

(transitive or intransitive) to beat off, as insects; to bat, strike, or hit. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضربت

    noun

    The swat team is approaching the white van.

    تيم ضربت به يه وانت سفيد نزديك ميشن

  • سواتی

  • (بخشی از شمال خاوری پاکستان) سوات

  • ترجمه های کمتر

    • (مثلا با مگس کش) ضربه ی تند و سبک زدن
    • (مخفف : سلاح ها و لشگر آرایی های ویژه - پلیس امریکا) جوخه ی ضد تروریستی
    • اهل سوات
    • تند کوبه زدن (مگس را با ضربه) کشتن
    • ضربه ی تند (مثلا ضربه بامگس کش) تند کوبه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " swat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Swat proper

a valley and a district in NWFP administrative province of Pakistan [..]

+ اضافه کردن

"Swat" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Swat در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

SWAT noun Acronym دستور زبان

Special weapons and tactics. The area of expertise of police officers trained and equipped to neutralize armed or entrenched criminals. [..]

+ اضافه کردن

"SWAT" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SWAT در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "swat" با ترجمه به فارسی

  • ابجو تازه انگلیسی · مشروب الکلی
اضافه کردن

ترجمه های "swat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه