ترجمه "tangency" به فارسی
برخورد, تلاقی, تماس بهترین ترجمه های "tangency" به فارسی هستند.
tangency
noun
دستور زبان
state of being tangent [..]
-
برخورد
yes i did, after i left, he designed this tangency. shut up
ميشناسم ، بعد از رفتن من ، اون حالت برخورد را طراحي کرد خفه شو
-
تلاقی
-
تماس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tangency " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن