ترجمه "tangerine" به فارسی
نارنگی, نارنجی, (رنگ) زرد تیره و مایل به قرمز بهترین ترجمه های "tangerine" به فارسی هستند.
tangerine
noun
adjective
دستور زبان
Any of several varieties of mandarin oranges. [..]
-
نارنگی
nountree [..]
She spent hours on the riverbank with her little plastic transistor shaped like a tangerine.
ساعتها با رادیوی ترانزیستوری پلاستیکی و نارنگی شکلش در ساحل رودخانه میماند.
-
نارنجی
nouncolour
tangerine stars showering from the salamander's mouth
ستارههای درخشان نارنجی رنگ که از دهان سمندر خارج میشد
-
(رنگ) زرد تیره و مایل به قرمز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tangerine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tangerine
noun
adjective
دستور زبان
From, or pertaining to Tangier. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Tangerine" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tangerine در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "tangerine"
عباراتی شبیه به "tangerine" با ترجمه به فارسی
-
نارنگی شیرین (Murcott هم می گویند)
-
نارنگیها
-
نارنگی
-
نارنگیها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن