ترجمه "tangent" به فارسی
تانژانت, مماس, سایا بهترین ترجمه های "tangent" به فارسی هستند.
tangent
adjective
noun
دستور زبان
(geometry) A straight line touching a curve at a single point without crossing it there. [..]
-
تانژانت
nounیکی از نسبتهای مثلثاتی
We've brought it down to the tangent of an angle.
ما آن را به تانژانت یک زاویه کوچک تبدیل کردهایم.
-
مماس
nounstraight line touching a point in a curve
-
سایا
-
ترجمه های کمتر
- ظل
- مجاور
- (به ویژه در هندسه) مماس
- (مثلثات) تانژانت
- هم سود
- هم پهلو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tangent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "tangent"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن