ترجمه "tasty" به فارسی

خوشمزه, لذیذ, نوشین بهترین ترجمه های "tasty" به فارسی هستند.

tasty adjective دستور زبان

Having a pleasant or satisfying flavor; delicious. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوشمزه

    adjective

    Nothing is so tasty as the dish you make.

    هیچ چیزی به اندازه ی غذایی که درست می کنی خوشمزه نیست.

  • لذیذ

    adjective

    Flying like an eagle speeding to a tasty meal, the Chaldeans will soon pounce on their prey.

    ایشان همچون عقابی که برای خوراکی لذیذ به طرف زمین میآید، بزودی بر طعمهٔ خود چنگ خواهند انداخت.

  • نوشین

    adjective proper
  • ترجمه های کمتر

    • گوارا
    • (نادر) رجوع شود به tasteful
    • خوش طعم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tasty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tasty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه