ترجمه "taster" به فارسی
چشنده, - چش, مزه گر بهترین ترجمه های "taster" به فارسی هستند.
taster
noun
دستور زبان
That in which, or by which, anything is tasted, as, a dram cup, a cheese taster, or the like. [..]
-
چشنده
I am truly sorry, I run out of tasters!
واقعآ متاسفم چشنده هام تموم شدن!
-
- چش
-
مزه گر
-
ترجمه های کمتر
- مسئول چشیدن خوراک یا نوشیدنی
- وسیله ی نمونه برداری یا چشیدن
- چاشنی خور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " taster " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن