ترجمه "tat" به فارسی

خالکوبی, ارزانی, درهم بافته شدن بهترین ترجمه های "tat" به فارسی هستند.

tat verb noun دستور زبان

cheap and vulgar tastelessness; sleaze [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خالکوبی

    noun

    A marking made by inserting ink into the layers of skin to change the pigment permanently for decorative or other reasons.

    Laird's been telling me I should get a neck tat.

    لیرد بهم میگفت باید روی گردنم رو خالکوبی کنم

  • ارزانی

    noun
  • درهم بافته شدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • رجوع شود به tit for tat
    • سوزنکاری کردن
    • گلدوزی کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tat noun proper دستور زبان

A member of this people. [..]

+ اضافه کردن

"Tat" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Tat در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

TAT noun

a projective technique using black-and-white pictures; subjects tell a story about each picture

+ اضافه کردن

"TAT" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای TAT در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "tat" با ترجمه به فارسی

  • این به آن در · این به اون در · تلافی · سزا · شیان · عمل به مثل · هرچه عوض دارد گله ندارد
  • ترق ترق · تق تق · صدای تاپ تاپ (مثل صدای ضرب گرفتن باانگشتان روی میز)
  • حاشیه دوزی · سوزنکاری · گلدوزی
  • رجوع شود به tick-tack-toe
اضافه کردن

ترجمه های "tat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه