ترجمه "tatting" به فارسی

سوزنکاری, گلدوزی, حاشیه دوزی بهترین ترجمه های "tatting" به فارسی هستند.

tatting verb noun دستور زبان

A form of looped and knotted lace needlework made from a single thread. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوزنکاری

  • گلدوزی

  • حاشیه دوزی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tatting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tatting" با ترجمه به فارسی

  • این به آن در · این به اون در · تلافی · سزا · شیان · عمل به مثل · هرچه عوض دارد گله ندارد
  • tat
    ارزانی · خالکوبی · درهم بافته شدن · رجوع شود به tit for tat · سوزنکاری کردن · گلدوزی کردن
  • ترق ترق · تق تق · صدای تاپ تاپ (مثل صدای ضرب گرفتن باانگشتان روی میز)
  • رجوع شود به tick-tack-toe
  • tat
    ارزانی · خالکوبی · درهم بافته شدن · رجوع شود به tit for tat · سوزنکاری کردن · گلدوزی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "tatting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه