ترجمه "throned" به فارسی

throned verb

Simple past tense and past participle of throne. [..]

ترجمه خودکار " throned " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"throned" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای throned در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "throned" با ترجمه به فارسی

  • (الهیات مسیحی - جمع - طبقه بندی فرشتگان) رده ی سوم · (پادشاهی) تخت · اریکه · افرنگ · اورنگ · بر تخت شاهی نشستن یا نشاندن (رجوع شود به enthrone) · برتخت نشستن · تخت · تخت پادشاهی · ترون ها · خسرو · خسروی · سریر · سلطان · سلطنت · شاه · شاهی · عرش · مقام و اختیارات و قدرت شاه · پادشاه · پادشاهی · کمد
  • تخت طاووس
  • (الهیات مسیحی - جمع - طبقه بندی فرشتگان) رده ی سوم · (پادشاهی) تخت · اریکه · افرنگ · اورنگ · بر تخت شاهی نشستن یا نشاندن (رجوع شود به enthrone) · برتخت نشستن · تخت · تخت پادشاهی · ترون ها · خسرو · خسروی · سریر · سلطان · سلطنت · شاه · شاهی · عرش · مقام و اختیارات و قدرت شاه · پادشاه · پادشاهی · کمد
اضافه کردن

ترجمه های "throned" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه