ترجمه "tolerable" به فارسی
پذیرفتنی, تاب آوردنی, تحمل پذیر بهترین ترجمه های "tolerable" به فارسی هستند.
tolerable
adjective
adverb
دستور زبان
Capable of being borne, tolerated or endured; bearable or endurable. [..]
-
پذیرفتنی
-
تاب آوردنی
-
تحمل پذیر
added to very good human understanding, that I really began to tolerate his company.
از ین گذشته فهم و هوش انسانی او چندان پسندیده بود که بر استی کم کم هم نشینی او بر من تحمل پذیر میشد.
-
ترجمه های کمتر
- رضایت بخش
- قابل تحمل
- قابل قبول
- نسبتا خوب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tolerable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tolerable" با ترجمه به فارسی
-
برای همسر عزیزم که رنج دوری من را به خاطر نوشتن این کتاب تحمل میکرد و در مواقعی که برای نوشتن کتاب در اتاقم را میبستم من را همراهی میکرد ( برایم چای می آورد )
-
تحمل به سيل
-
تحمل ايمني · تشكيل پادتن · خونكافت ايمني · رقابت ايمني · كارپروردگي ايمني · واكنشهاي ايمني · واكنشهاي ايمنيشناختي · پاسخ ایمنی
-
لمحت هدعاق
-
تحمل سايه
-
تحمل به بيماريها · مستعد عفونت · مقاومت به بیماری · مقاومت ميزبان به بيماريها
-
آسیبپذیری به گرما · تحمل گرما · حساسيت گرمایی · مقاومت به گرما · پايداری گرما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن