ترجمه "tolerance" به فارسی

تحمل, شکیبایی, مدارامنشی بهترین ترجمه های "tolerance" به فارسی هستند.

tolerance noun دستور زبان

(uncountable, obsolete) The ability to endure pain or hardship; endurance. [15th-19th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تحمل

    noun

    I will not tolerate lying in my home.

    من دروغگو تو خونه ي خودم تحمل نميکنم.

  • شکیبایی

    noun

    The words it pronounces have the value of acts of integrity, tolerance, and compassion.

    واژههایی که دل به زبان میآورد مثل اعمال ناشی از صداقت شکیبایی و شفقت ارزشمندند.

  • مدارامنشی

    ability to tolerate

  • ترجمه های کمتر

    • رواداری
    • صبر
    • مدارا
    • مقاومت
    • بردباری
    • گذشت
    • تاب
    • پذیرش
    • آزادگی
    • مهلت
    • سازگاری
    • طاقت
    • تاب تحمل
    • تحمل (خواص زیستی)
    • جایز شماری
    • دگراندیش پذیری
    • قدرت تحمل
    • لوطی گری
    • مقدار خطا، تلرانس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tolerance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Tolerance
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رواداری

    A mistaken sense of professional loyalty might produce such “tolerance.”

    حس وفاداری میان متخصصان در زمینهٔ پزشکی ممکن است سبب این قِسم رواداری یا مدارا کردن نابجا شود.

  • حد تغییرات

  • حدود فنی – حد مجاز- تلرانس

عباراتی شبیه به "tolerance" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "tolerance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه