ترجمه "tolerably" به فارسی
بطور قابل تحمل, بطور میانه, چنانکه بتوان خوب شمرد بهترین ترجمه های "tolerably" به فارسی هستند.
tolerably
adverb
دستور زبان
In a tolerable manner; of something that can be tolerated. [..]
-
بطور قابل تحمل
-
بطور میانه
-
چنانکه بتوان خوب شمرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tolerably " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "tolerably" با ترجمه به فارسی
-
برای همسر عزیزم که رنج دوری من را به خاطر نوشتن این کتاب تحمل میکرد و در مواقعی که برای نوشتن کتاب در اتاقم را میبستم من را همراهی میکرد ( برایم چای می آورد )
-
تحمل به سيل
-
تحمل ايمني · تشكيل پادتن · خونكافت ايمني · رقابت ايمني · كارپروردگي ايمني · واكنشهاي ايمني · واكنشهاي ايمنيشناختي · پاسخ ایمنی
-
لمحت هدعاق
-
تحمل سايه
-
تحمل به بيماريها · مستعد عفونت · مقاومت به بیماری · مقاومت ميزبان به بيماريها
-
آسیبپذیری به گرما · تحمل گرما · حساسيت گرمایی · مقاومت به گرما · پايداری گرما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن