ترجمه "totality" به فارسی
مجموع, تمامیت, کلیه بهترین ترجمه های "totality" به فارسی هستند.
totality
noun
دستور زبان
an aggregate quantity obtained by addition [..]
-
مجموع
nounThe total is millions more than the sum of all the schools'budgets.
اين کاملا ميليون ها بيشتر از مجموع عمه بودجه مدرسه هاست
-
تمامیت
nounWe can never seem to grasp it in its totality.
به نظر نمیاد ما هرگز بتونیم تمامیت آن را به چنگ بیاریم.
-
کلیه
noun
-
ترجمه های کمتر
- جمع کل
- کلی
- جمع
- کلیت
- همگی
- تمام
- همه
- مبلغ کل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " totality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "totality" با ترجمه به فارسی
-
مدیریت کیفیت جامع · مدیریت کیفیت فراگیر
-
(در فلسفه ی کلوین Calvin) جایز الخطا بودن انسان در اثر گناه آدم و حوا
-
دورگهگيري پيكري كل · دورگهگیری پیکری · هیبریداسیون پيكري · هیبریداسیون پیکری
-
هزینه کل
-
مجموع مواد غذایی قابل هضم
-
جمع کل · حاصل همه ی کارها · سر مجموع · سرجمع · مجموع · نتیجه ی کلی
-
کل تقاضا
-
(امریکا - خودمانی - اتومبیل را) کاملا خراب کردن · (امریکا - خودمانی) فرو پاشاندن · (به هم) افزودن · (کاملا) خراب کردن · با خاک یکسان کردن · بالغ شدن بر · به طور تعمیر ناپذیر صدمه زدن · تام · تمام و کمال · جمع · جمع بستن · جمع زدن · حاصل جمع · رسیدن به · سرجمع · سرزدن به · صرف · مجموع · محض · مطلق · مقدار · کامل · کل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن