ترجمه "totally" به فارسی

کاملا, کلا, یکسره بهترین ترجمه های "totally" به فارسی هستند.

totally adverb دستور زبان

Entirely; completely. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کاملا

    adverb

    Mom, we are totally doing battle On the field of honor.

    مامان ما الان کاملا درگير جنگ هستيم تو صحنه نبرد

  • کلا

    Besides, man, it makes your johnson look totally bigger.

    تازشم باعث شده که جانسونت کلا بزرگ بنظر برسه

  • یکسره

    adverb

    Then one day he totally disappeared.

    تا این که یک روز یکسره ناپدید شد.

  • ترجمه های کمتر

    • تماما
    • جمیع
    • هرگونه
    • همگی
    • سراسر
    • بسیار
    • از همه جهت
    • روی هم رفته
    • همه چیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " totally " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "totally" با ترجمه به فارسی

  • مدیریت کیفیت جامع · مدیریت کیفیت فراگیر
  • (در فلسفه ی کلوین Calvin) جایز الخطا بودن انسان در اثر گناه آدم و حوا
  • دورگهگيري پيكري كل · دورگهگیری پیکری · هیبریداسیون پيكري · هیبریداسیون پیکری
  • هزینه کل
  • مجموع مواد غذایی قابل هضم
  • جمع کل · حاصل همه ی کارها · سر مجموع · سرجمع · مجموع · نتیجه ی کلی
  • کل تقاضا
  • (امریکا - خودمانی - اتومبیل را) کاملا خراب کردن · (امریکا - خودمانی) فرو پاشاندن · (به هم) افزودن · (کاملا) خراب کردن · با خاک یکسان کردن · بالغ شدن بر · به طور تعمیر ناپذیر صدمه زدن · تام · تمام و کمال · جمع · جمع بستن · جمع زدن · حاصل جمع · رسیدن به · سرجمع · سرزدن به · صرف · مجموع · محض · مطلق · مقدار · کامل · کل
اضافه کردن

ترجمه های "totally" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه