ترجمه "totalize" به فارسی
جمع زدن, جمع بستن, سرجمع کردن بهترین ترجمه های "totalize" به فارسی هستند.
totalize
verb
دستور زبان
To combine parts to make a total. [..]
-
جمع زدن
verb -
جمع بستن
-
سرجمع کردن
-
ترجمه های کمتر
- کلی کردن
- یک کاسه کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " totalize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "totalize" با ترجمه به فارسی
-
مدیریت کیفیت جامع · مدیریت کیفیت فراگیر
-
(در فلسفه ی کلوین Calvin) جایز الخطا بودن انسان در اثر گناه آدم و حوا
-
دورگهگيري پيكري كل · دورگهگیری پیکری · هیبریداسیون پيكري · هیبریداسیون پیکری
-
هزینه کل
-
مجموع مواد غذایی قابل هضم
-
جمع کل · حاصل همه ی کارها · سر مجموع · سرجمع · مجموع · نتیجه ی کلی
-
کل تقاضا
-
(امریکا - خودمانی - اتومبیل را) کاملا خراب کردن · (امریکا - خودمانی) فرو پاشاندن · (به هم) افزودن · (کاملا) خراب کردن · با خاک یکسان کردن · بالغ شدن بر · به طور تعمیر ناپذیر صدمه زدن · تام · تمام و کمال · جمع · جمع بستن · جمع زدن · حاصل جمع · رسیدن به · سرجمع · سرزدن به · صرف · مجموع · محض · مطلق · مقدار · کامل · کل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن