ترجمه "transmigratory" به فارسی
تناسخی, مهاجرتی, فراکوچ کننده بهترین ترجمه های "transmigratory" به فارسی هستند.
transmigratory
adjective
دستور زبان
Of, pertaining to, or undergoing transmigration, as between places. [..]
-
تناسخی
-
مهاجرتی
-
فراکوچ کننده
-
مربوط به تناسخ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " transmigratory " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن