ترجمه "traveled" به فارسی

جهان دیده, سفر کرده, پر تردد بهترین ترجمه های "traveled" به فارسی هستند.

traveled adjective verb دستور زبان

(US) Frequented by travelers. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جهان دیده

  • سفر کرده

    It is considered impossible to travel back to the past.

    سفر کردن به گذشته مسئله ای غیر ممکن تلقی شده است.

  • پر تردد

  • پر رفت و آمد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " traveled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "traveled" با ترجمه به فارسی

  • (به ویژه در مورد احزاب کمونیست - کسی که عضو حزب نیست ولی هواداری می کند) هوادار · سمپات · متمایل · همسفر · گرای گر
  • حساب هزینه · صورت هزینه
  • مدیر آژانس مسافرتی
  • (مکانیک - کشتیرانی) شیطانک · جنبانه · حلقه ی متحرک · رهرو · رهنورد · فروشنده ی سیار · مسافر · نقاله · وشتار · پی سپار
  • سفر میانستارهای
  • آژانس مسافرتی
  • همسفر
اضافه کردن

ترجمه های "traveled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه