ترجمه "truncation" به فارسی

قطع سر, برش, سرزنی بهترین ترجمه های "truncation" به فارسی هستند.

truncation noun دستور زبان

The act of truncating or shortening (in all senses) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قطع سر

    noun
  • برش

    noun
  • سرزنی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " truncation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "truncation" با ترجمه به فارسی

  • (بلورها و مخروطات و اجسام) دارای گوشه یا لبه ی مسطح · دارای حذفیات · دارای راس بریده و پهن · رجوع شود به truncate · لب بریده · لبه پهن · مختصر شده · پرچ لبه · پرچ گوشه · کوتاه شده
  • مدل نرمال کوتاه شده هاردل
  • مخروط بي سر · مخروط ناقص
  • (بخشی از چیزی را) بریدن · (زیست شناسی - جانور شناسی) سربریده · رجوع شود به truncated · زدن · سرصاف · سرپهن · شاخه زدن · ناقص کردن · کوتاه کردن
اضافه کردن

ترجمه های "truncation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه