ترجمه "truncheon" به فارسی

عصا, باتون, باتوم بهترین ترجمه های "truncheon" به فارسی هستند.

truncheon verb noun دستور زبان

(obsolete) A fragment or piece broken off from something, especially a broken-off piece of a spear or lance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عصا

  • باتون

    noun

    Even the use of truncheons are banned in the station.

    حتي استفاده از باتون تو بخش ممنوع شده

  • باتوم

  • ترجمه های کمتر

    • چوبدستی
    • کدنگ
    • کدیز
    • کدینه
    • همدم
    • برادر
    • (قدیمی) چماق
    • (مهجور) تنه ی درخت (که شاخه های آن را زده اند)
    • با باتون زدن
    • مخفف نام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " truncheon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "truncheon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه